تبليغاتX
ساقی و باده پرستی مسلک و راهم نبود
ساقی و باده پرستی مسلک و راهم نبود
منوي اصلي
موضوعات وب

آثار باستاني
پيوندهاي روزانه
لينكدوني
آمار بازديدكنندگان
لوگوي دوستان
طراح قالب
خدمات قالب
نسیم عشق

در خلوت شاعرانه ام چه تنها نشسته ام

باز هم با یاد وصال تو چه پر معنا نشسته ام

امشب باز هم یادت در خاطرم خیس خیس بود

گویا در سکوت تنهایی ام زیر ابر باران نشسته ام

در تمام کوچه های یادم عطر حضور تو پیچیده است

گویا به میهانی باغ بهاران نشسته ام

باز هم دیوارهای فاصله بین من و تو آجرهای جدایی چیده اند

اما چه عاشقانه در جوار آرزوی تو بی امان نشسته ام

.

.

.

.

دوباره سطر سطر نوشته هایم از نام تو لبریز شدند

ومن چه زیبا در زیر باران ترانه هایی که از یاد تو لبریزند با آروزی فردا نشسته ام

 


قصه انتظار ِ، حسرت با توبودن

دلتنگییه بهار ِ، برای تو سرودن

  

یه دریا التماس ِ، دستای من تو دستات

عطر گلای یاس ِ، برای من، نفسهات

 

یه فصل پرخزونه، اشک نجیب چشمات

درد یه آسمونه، برای من گریه هات

 

یه دشت پرستارست، آسمونه چشم تو

آبی تر از ترانست، هرجا که هست اسم تو

  

یه دنیا خاطراته ناز چشات تو اسفند

خاطره ای که هرروز میشه مرهم این درد



رویای برفی دوستت دارم

وقتیکه تنگ غروب دوباره بارون میباره

آسمون شهرمون باز تورو یادم میاره

 

دوباره دلم میخواد دستاتو محکم بگیرم

زیر گرمای نگاهت دوباره جوون بگیرم

 

صدای چک چکه بارون توی قلبم میزنه

واسه حرفای قشنگت دل من پر میزنه

 

تو فرار قطره ها خاطره هام جوون میگیرن

باز سراغتو از این خسته بی جوون میگیرن

 

توی آسمون چشمام داره بارون میگیره

بغض این دلم بزرگه داره آروم میگیره

 




|لينك مطلب| نوشته شده توسط moh3en در چهارشنبه 4 بهمن1385 و ساعت 10:3

 

 





|لينك مطلب| نوشته شده توسط moh3en در چهارشنبه 4 بهمن1385 و ساعت 9:58

دل تنگی

دلم به وسعت چشمهاي عاشقت تنگ است

ولـــي خطوط فاصلـه؛ چه پـررنگ است

تمام غصه ي من؛ بي كسي وتنهايي است

ولــــي اميـد رسيدنم چقدركمـــرنگ است

دگـــــر؛نخواهـم ديد آن،چشمهاي زيبا را

دلـــم بـراي نگـــاهت، چقـدر دلتنگ است



زيبايي بايد در نگاه تو باشد

نه در چيزي كه به آن نگاه مي كني





|لينك مطلب| نوشته شده توسط moh3en در چهارشنبه 4 بهمن1385 و ساعت 9:55

نسیم عشق

 

دلبسته ام به باد به بوي شبي كه زلف

 بگشـــايي ومشـام مـــرا مشكبوي كني

اينجاست يــارگمشده گرد جهان مگرد

خود را بجوي ســايـه اگر جستجو كني


لحظه های باتوبودن چه زود دیر میشوند، و چه زود جای خودرا به خاطره باتوبودن میدهند. از رویای با توبودن در ساحل خیالم برکه ای ساخته ام که هروقت دلتنگت حضورت شدم قایق دل را به  دریای بیکران باتوبودن بیاندازم و به سرزمین  خاطره هایمان سربزنم.

 

 

 

در خلوت شاعرانه ام چه تنها نشسته ام

باز هم با یاد وصال تو چه پر معنا نشسته ام

امشب باز هم یادت در خاطرم خیس خیس بود

گویا در سکوت تنهایی ام زیر ابر باران نشسته ام

در تمام کوچه های یادم عطر حضور تو پیچیده است

گویا به میهانی باغ بهاران نشسته ام

باز هم دیوارهای فاصله بین من و تو آجرهای جدایی چیده اند

اما چه عاشقانه در جوار آرزوی تو بی امان نشسته ام

.

.

.

.

دوباره سطر سطر نوشته هایم از نام تو لبریز شدند

ومن چه زیبا در زیر باران ترانه هایی که از یاد تو لبریزند با آروزی فردا نشسته ام

 




|لينك مطلب| نوشته شده توسط moh3en در چهارشنبه 4 بهمن1385 و ساعت 9:52

Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی  عشق آن است که صد دل به یک یار دهی


 

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه...

واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه...

براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه...

عاشقه کسي باش که دوستت بداره!

نگاه اولت بر من اثر کرد 


                    نگاه دومت عاشقترم کرد

                                             نگاه سومت ديوانه ام کرد

                                                                       نگاه چهارمت خاکسترم کرد




|لينك مطلب| نوشته شده توسط moh3en در چهارشنبه 4 بهمن1385 و ساعت 9:2

عاشقان دل شكسته را اميد بايد

اگر روزى من مردم وتومرادوست داشتي هر پنج شنبه به مزارم بيا وشاخه گل سرخي برايم بياور تا آن

 شاخه گلي که به تو دادم به خاطر بياورم ...ولي اگر تو مردي من فقط يک بار سر قبرت خواهم آمد وآن

 دسته گل سفيدى که باخون خودم سرخ خواهم کرد به توهديه ميکنم ودرکنارتوعاشقانه جان ميسپارم...




|لينك مطلب| نوشته شده توسط moh3en در چهارشنبه 4 بهمن1385 و ساعت 8:59

دوستت دارم

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم .

ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني .

نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم .

ماه گفت : چرا ؟

نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم

ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم


اعتراف مي كنم....

اعتراف مي كنم كه هيچكس براي من تو نمي شود

اعتراف مي كنم كه بازهم مي توانم منتظرت باشم

اعتراف مي كنم كه فكر جدايي از تو ديوونم مي كنه


اعتراف مي كنم كه عاشقتم ديوانه وار

اعتراف مي كنم كه عشقت سراسر وجودم را گرفته

اعتراف مي كنم كه هميشه به تو فكر مي كنم

اعتراف مي كنم كه صبح - ظهر -شام - هميشه همه جا - جايت دركنام خاليست و آرزو دارم
در كنامر باشي

اعتراف مي كنم كه ديگر صبرم تموم شده

اعتراف مي كنم كه دلم برات لك زده

اعتراف مي كنم كه دوستت دارم براي هميشه

 





|لينك مطلب| نوشته شده توسط moh3en در چهارشنبه 4 بهمن1385 و ساعت 8:56


zxc
ادامه مطلب

|لينك مطلب| نوشته شده توسط moh3en در چهارشنبه 4 بهمن1385 و ساعت 8:52